السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
30
در پرتو وحى (فارسى)
متناسب با آن دوره نوشته شده است و به دليل همان ويژگى اول كه پويايى و طراوت و نوشوندگى مدام قرآن بود ، قرآن هيچگاه كهنه نشد و در هر دوره نيازمند تفسير جديد بود . اين تفاسير نيز تكرار صرف نيستند و هر كدام نوآورىهاى خاص خود را دارند . در دورهء ما نيز تفسيرهاى بسيار زيادى نوشته شده است . قرآن كتاب عجيبى است ؛ هر روز مطلب جديدى از آن به دست ميآيد و ارائه مىشود . در جهان هيچ كتاب مذهبى و يا حتى غيرمذهبى نيست كه مانند قرآن داراى اين همه شرح و تفسير باشد . تورات و انجيل با اينكه داراى قدمت بسيار بيشترى از قرآن هستند اما به اندازه قرآن شرح و تفسير ندارند . من خودم از علماى يهود و مسيحيت پرسيدم كه آيا تورات و انجيل به اين حجم و وسعت تفسير شده است و آيا مردم توجه ويژهاى به تورات و انجيل نشان ميدهند ؟ جواب آنها منفى بود . علما و دانشمندان شيعه و سنى در طول تاريخ تفاسير زيادى نوشتهاند . فقها ، اصولين ، ادبا ، وعاظ و خطبا ، همه و همه ، هر كدام طبق روش و رشته تخصصى خود قرآن را تفسير كردهاند . مثلًا شيخ طوسى تبيان را نوشته است . شيخ طوسى آدم پركارى بوده است . مرحوم آقاى بروجردى ميگفت : شيخ طوسى كسى است كه اگر مدت عمر علمياش را بر تعداد مسائل و آثار علمياش تقسيم كنيم ، متوجه ميشويم كه او براى طرح هر مسئله علمى فقط 5 دقيقه وقت داشته است . يا مثلًا مرحوم طبرسى مجمعالبيان و جوامعالجامع را نوشتهاند ، يا علامه طباطبايى ،